- » فروردین 1384 (31)
- » اردیبهشت 1384 (33)
- » خرداد 1384 (45)
- » تیر 1384 (22)
- » مرداد 1384 (31)
- » شهریور 1384 (17)
- » مهر 1384 (26)
- » آبان 1384 (12)
- » آذر 1384 (13)
- » دی 1384 (8)
- » بهمن 1384 (8)
- » اسفند 1384 (5)
- » فروردین 1385 (6)
- » اردیبهشت 1385 (7)
- » خرداد 1385 (7)
- » تیر 1385 (5)
- » مرداد 1385 (6)
- » شهریور 1385 (8)
- » مهر 1385 (12)
- » آبان 1385 (10)
- » آذر 1385 (4)
- » دی 1385 (2)
- » اسفند 1385 (1)
- » فروردین 1386 (3)
- » اردیبهشت 1386 (12)
- » خرداد 1386 (13)
- » تیر 1386 (2)
- » مرداد 1386 (1)
- » مهر 1386 (3)
- » آبان 1386 (1)
- » دی 1386 (3)
- » اسفند 1386 (2)
- » فروردین 1387 (8)
- » اردیبهشت 1387 (12)
- » خرداد 1387 (5)
- » تیر 1387 (4)
- » مرداد 1387 (5)
- » شهریور 1387 (18)
- » مهر 1387 (10)
- » آبان 1387 (7)
- » بهمن 1387 (5)
- » اسفند 1387 (1)
- » فروردین 1388 (1)
- » اردیبهشت 1388 (3)
- » خرداد 1388 (5)
- » تیر 1388 (4)
- » مرداد 1388 (3)
- » شهریور 1388 (5)
- » مهر 1388 (2)
- » آذر 1388 (2)
- » دی 1388 (1)
- » اسفند 1388 (1)
- » فروردین 1389 (2)
- » اردیبهشت 1389 (3)
- » خرداد 1389 (1)
- » مرداد 1389 (1)
- » شهریور 1389 (7)
- » مهر 1389 (4)
- » آبان 1389 (3)
- » آذر 1389 (4)
- » دی 1389 (4)
- » بهمن 1389 (3)
- » اسفند 1389 (4)
- » فروردین 1390 (6)
- » اردیبهشت 1390 (2)
- » خرداد 1390 (2)
- » تیر 1390 (6)
- » مرداد 1390 (2)
- » شهریور 1390 (3)
- » مهر 1390 (1)
- » بهمن 1390 (1)
![]() |
![]() |
![]() |
یارت نمیشم
منو آتیش میزنی با این همه زخم زبون
منو آزارم میدی میری با یار دیگری
میگی تنها میمونم من با غم دربدری
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
مثه تو تو دنیا واسه من فراوونه فراوون
اگه تو نباشی شب من چراغونه چراغون
مثه تو تو دنیا واسه من فراوونه فراوون
اگه تو نباشی شب من چراغونه چراغون
برو برو برو برو
برو برو برو برو
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
هر جا که میری پا میذاری
از خودت برام یه رد پائی جا میذاری
دنبالت میام کوچه به کوچه
از حال دلم تازگیها خبر نداری
دیگه مثل قدیما دلم دربدرت نیست
اونجور که میخواستی دیگه دور و ورت نیست
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
تو منو میترسونی با صد هزار خط و نشون
منو آتیش میزنی با این همه زخم زبون
منو آزارم میدی میری با یار دیگری
میگی تنها میمونم من با غم دربدری
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
برو برو برو برو برو برو برو برو برو برو
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
یارت نمیشم گرفتارت نمیشم
هویت ملی
مردی برای گرفتن تذکرۀ پسرش به ادارة ثبت احوال نفوس رفت.
مأمور اداره برای تکمیل پرسشنامه از وی پرسید:
ـ نام پسرت؟
ـ ترورگل.
ـ نام پدرش؟
ـ کوکنارگل.
ـ پدر کلانش؟
ـ ملا غَرَنَی تریاکی.
ـ سکونت اصلی؟
ـ ولایت انفلاق، ولسوالی انتحار، قریۀ بم کنار جاده.
ـ سکونت فعلی؟
ناحیۀ شانزدهم فساد اداری.
ـ مأمور تذکره سرخ و سفید شد و گفت:
ـ تو از کدام جنگل گریختهای؟ خودت را ریشخند میکنی یا ما را؟ نمیتوانستی نام آدم را بر خودت و خانوادهات بگذاری؟
ـ مأمور صاحب. گپت را به اندازة دهنت بزن. ملی وحدت را مسخره نکن. این نامها را به سببی گذاشتهام که هم هویت ملیمان حفظ شود و هم جامعۀ جهانی فراموشمان نکند.
پخته پرانک
و این چنین خداوند خر را آفرید !!
و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم.
و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
******************************************
و خدا سگ را آفرید
و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی سگ را برآورد.
******************************************
و خدا میمون را آفرید
و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد. و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید
و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون
انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…..
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر زندگی می کند ، مثل خر کار می کند و مثل خر بار می برد…
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند.
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست
توهین در کشورهای مختلف
شما به رئیسجمهور امریکا میگویید: «مادرت رو...»! ولی اتفاق خاصی نمیافتد،
فقط شما معروف میشوید و دربارهء مادر رئیس جمهور کتاب مینویسید
و میلیونها دلار درآمد کسب میکنید! اما بعد از آن، رئیسجمهور از شما به
دادگاه شکایت میکند
و شما مجبور میشوید که بابت غرامت، همهء پولتان را به رئیسجمهور بدهید
---------------------------------------------
انگلستان
شما به نخستوزیر انگلستان میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر هم به شما
میگوید: مادر خودت رو
---------------------------------------------
فرانسه
شما به رئیسجمهور فرانسه میگویید: «مادرت رو...»! و بلافاصله میلیونها نفر
از مردم به خیابانها میریزند
و در حمایت از شما، به رئیسجمهور میگویند: «مادرت رو...»!
رئیسجمهور هم دربارهء جریحه دار شدن احساساتش شعری میسراید
و آنرا در روزنامهها و مجلات و رادیو و تلویزیون منتشر میکند
---------------------------------------------
ژاپن
شما به نخستوزیر ژاپن میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر تعظیم میکند
و به شما میگوید: ببخشید، ولی فکر نکنم مادرم از شما خوشش بیاد
---------------------------------------------
آلمان
شما به صدراعظم آلمان میگویید: «مادرت رو...»! پلیس به سراغ شما میآید
و به شما میگوید: لطفاً با مادر صدراعظم کاری نداشته باشید
------------------------------------------------
سوئد
شما به نخستوزیر سوئد میگویید: «مادرت رو...»! از مردم رأیگیری میشود
که آیا شما مادر نخستوزیر را... یا نه؟! اگر رأی مثبت داده شود،
شما مادر نخستوزیر را...! ولی اگر رأی منفی داده شود،
نخستوزیر دست شما را در مقابل دوربینهای تلویزیونی میفشارد و برای شما آرزوی موفقیت میکند
--------------------------------------------------
ترکیه
شما به رئیسجمهور ترکیه میگویید: «مادرت رو....»!
و رئیسجمهور هم اسلحهاش را در میآورد و به شما شلیک میکند.
اگر شما کُرد باشید، رئیسجمهور مورد تشویق قرار میگیرد!
وگرنه او را به دادگاه احضار میکنند و او در بین راه فرار میکند و به یونان
پناهنده میشود
--------------------------------------------
سوئیس
شما به نخستوزیر سوئیس میگویید: «مادرت رو...»! منشی دفتر نخستوزیر با شما
تماس میگیرد
و شماره تلفن مادر نخست وزیر را به شما میدهد تا شخصاً با خودش هماهنگ کنید
--------------------------------------------------
هند
شما به نخستوزیر هند میگویید: «مادرت رو...»! نخستوزیر شما را به خانهاش
دعوت میکند
و خاکستر مادرش را که سالها پیش مُرده به شما نشان میدهد و برای شما آواز
میخواند و گریه میکند.
شما هم متأثر میشوید و به خانه برمیگردید و میبینید که خانوادهتان ناپدید
شدهاند
و سالهای سال به دنبال خانوادهء خود از این شهر به آن شهر آواره میشوید
و سرانجام در فقر و غربت، از غم و گرسنگی میمیرید
و از داستان زندگی شما بیش از هزار و هفتصد فیلم سینمایی ساخته میشود
-----------------------------------------------------
کانادا
شما به نخستوزیر کانادا میگویید: «مادرت رو...»! مادر نخستوزیر خبردار
میشود
و مقالهای فمینیستی در روزنامه چاپ میکند و تبعیض جنسی را به شدت مورد انتقاد
قرار میدهد
و از شما میخواهد که پدر نخست وزیر را...!!
---------------------------------------------------
کلمبیا
شما به رئیسجمهور کلمبیا میگویید: «مادرت رو...»! بعد وصیتنامهتان را
مینویسید و
در اولین فرصت خود را دار میزنید! چند روز بعد جسد شما را در حالی که طناب داردور گردنتان است
و با گلوله سوراخ سوراخ شده و با اسید سوزانده شدهاید، پیدا میکنند!
پزشک قانونی جسد شما را لاشهء سگ تشخیص داده و در حومهء شهر دفن میکند
----------------------------------------------
چین
شما به رئیسجمهور چین میگویید: «مادرت رو...»! رئیسجمهور هم به صورت لفظی،
هم شما و هم خانواده تان را...! سپس شما به همراه خانواده تان به کرهء ماه
تبعید میشوید
----------------------------------------------
ایتالیا
شما به نخستوزیر ایتالیا میگویید: «مادرت رو....»! روزنامهها خبر رسوایی
مادر نخستوزیر را چاپ میکنند
و مافیا به خاطر شهوت زیادتان، به شما پیشنهاد همکاری در زمینهء تهیهء
فیلمهای پورنو میکند!
نخستوزیر هم برای تلافی، یک بازی دوستانهء فوتبال بین تیم محبوب خودش و تیم
محبوب شما ترتیب میدهد
و داور بازی را میخرد و تیم محبوب شما را با نتیجهء مفتضحانه ای شکست میدهد
-----------------------------------------------
روسیه
شما به رئیسجمهور روسیه میگویید: «مادرت رو...»! فردای آن روز شما دچار یک
سانحه شده
و در تصادف با اتومبیل کشته میشوید! به خانوادهء شما اطلاع داده میشود
که شما در حال مستی رانندگی کردهاید و شدت تصادف چنان زیاد بوده که بدن شما
تکه تکه شده است
-------------------------------------------
عربستان
شما به رئیسجمهور عربستان میگویید: «مادرت رو....»! همه به شما میخندند،
چون عربستان رئیسجمهور ندارد! شما متوجه اشتباه خود میشوید
و این دفعه به پادشاه عربستان میگویید: «مادرت رو...»! همه از خنده دست
میکشند
و پادشاه هم زبان شما را قطع میکند
-----------------------------------------------
ایران
"من که هنوز چیزی نگفتم منو کجا می برین ...... ؟؟؟؟ "
آموزش خصوصی در افغانستان؛ امیدها و چالشها
اسدالله شفایی
بی بی سی

آموزش خصوصی در افغانستان در شرایطی رو به گسترش خوانده می شود که اخیراً وزارت معارف افغانستان به لغو و یا تعلیق فعالیت شماری از مکاتب خصوصی دست زده است.
عدم رعایت مقررات لازم از سوی این وزارت از دلایل این اقدام عنوان شده است. این امر در حالی روی می دهد که رشد مدارس خصوصی یکی از ویژگیهای دوره جدید در افغانستان در عرصه آموزشی خوانده می شود. ایجاد صدها مکتب خصوصی در کابل و سایر مناطق اافغانستان طی چند سال می تواند از افزایش تلاشها در این زمینه حکایت کند.
چند و چون آموزش خصوصی در افغانستان موضوع نخستین مجله فرهنگی هفته است. این که شکل گیری مکاتب و مدارس خصوصی برخاسته از چه نوع نیازهایی در عرصه آموزش بوده؛ چه چالشهای پیش روی مکاتب خصوصی، چه در عرصه حقوقی و فعالیت به عنوان در زمینه آموزش، کادر آموزشی، منابع درسی و نظایر آن وجود دارد؛ تا چه میزان این مراکز می تواند ضرورتهای ناشی از کاستیهای آموزش دولتی را در افغانستان برآورده سازد؛ و به طور کلی جایگاه آنها در نظام آموزشی افغانستان چیست.
قاضی غلام سخی اقبال از نخستین موسسان مکاتب خصوصی در کابل در همین رابطه به ما گفت که گسترش نیازها به آموزش در دوره جدید و ظرفیت پایین مکاتب دولتی باعث شد تا آموزش خصوصی رنگ و رونق پیدا کند، و به همین دلیل این مکاتب حتا پیش از تدوین قانونی مشخص برای ایجاد آن شکل گرفت.
آقای اقبال چالشهای پیش روی فعالیت این مکاتب را متعدد خواند و تأکید کرد که علاوه بر عدم همکاری ادارات دولتی با این نهادها، خانواده ها نیز از حمایت لازم دریغ می ورزند.
نبی خلیلی مدیر لیسه عالی و فرهنگسرای پیشگامان در کابل در این مجله رادیویی ظهور نهادهای آموزش خصوصی را تجربه این موفق خواند و به مقایسه آن با تلاشهای مشابه در کشورهای همسایه پرداخت. او گفت که رشد مطلوب در این عرصه زمانی به دست خواهد آمد که مراکز دولتی و بویژه وزارت معارف به این نهادها به چشم همکار و بخشی از نظام آموزشی افغانستان که می تواند بار آن را سبک کند بنگرند و نه رقبب.
به گفته آقای خلیلی، اگر نظام آموزش دولتی افغانستان از مراکز آموزشی خصوصی حمایت کند، این امیدواری وجود دارد که این نهادها بتوانند چهره افغانستان را از یک کشور بی سواد و یا کم سواد به سرزمینی با توانمندیهای علمی فراوان تغییر دهند.
50 مزیت مرد بودن و 50 مزیت زن بودن

1- اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک
و موارد دیگر که اینجا جاش نیست !
2- در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3- میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4- از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
5- مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
8-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!
9-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد
10- فقط شما میتونید برید استادیوم
11- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید
12-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید
13- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید
14- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید
15- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید
16- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره
17- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید
18- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با موتوررو تجربه کنید
19- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید
20- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
21- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟
22- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…
23- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید
24- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید
25- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
26- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید
27- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید
28- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید
29- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید
30- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه
31- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید
32- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید
33- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید
34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه
35- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون
36- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید
37- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی،
گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید
38- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک
Lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای Lcd معمولا بالای 16 میلیون میباشد)
39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره
40- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست
41- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید
42- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند
43- فرق Cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید
44- با یک سرماخوردگی سه ماه در Ccu بیمارستان بستری نخواهید شد
45- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید
46- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را
رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)
47- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد
48- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید
49- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید (دیگه از این با کلاس تر؟)
50- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟!

1-هیچ وقت مجبور نیستی به تعدادموهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.
2_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)
3_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.
4_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.
5_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.
6_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو بفهمه.
7_خوب می تونی نقش بازی کنی.
8_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.
9_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.
10_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.
11_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.
12_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.
13_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.
14_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!.
15_بهشتم که زیر پای امثال شماست.
16_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).
17_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.
18_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.
19_هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.
20_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.
21_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.
22_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان 1533_1603)
23_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.
24_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)
25_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری...به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.
26_جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.
27_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت.(راستی این یه پوئن واسه اقایون نیست؟...)
28_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.
29_سال ها پیش دختری 18 ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).
30_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.
31_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.
32_با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی.....
33_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).
34_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.
35_عذر موجه زیاد داری.
36_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی..
37_توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).
38_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).
39_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:1_اقایون خسیس از گشنگی می میرن 2_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)
40_دو هفته هم که حموم نری بوی گربه مرده نمی دی.
41_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.
42_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde ).
43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)
44_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.
45_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه).
46_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).
47_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.
48_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.
49_چراغ هر خونه ای یک زنه.
50_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی.(توضیحی لازم نیست).
چرا بعضی از مردم خوش شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟
تحقیقی از"ریچارد وایزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شایر.
چرا برخی مردم بیوقفه در زندگی شانس میآورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس میخوانند، ده سال قبل شروع
شد. میخواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضیها را میزند،
اما سایرین از آن محروم میمانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم
خوششانس و عده دیگر بدشانس هستند؟
آگهیهایی در روزنامههای سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس میکردند
خوششانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت
در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سالهای گذشته با آنها مصاحبه کردم،
زندگیشان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایشهای من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید
خوششانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال،
فرصتهای ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوششانس مرتبا با
چنین فرصتهایی برخورد میکنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از
توانایی آنها در شناسایی چنین فرصتهایی است یا نه. به هر دو گروه افراد
خوش شانس و بدشانس روزنامهای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و
بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که میگفت: اگر به
سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیدهاید، 250 پوند پاداش خواهید
گرفت. این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده
بود. با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی
میکردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوششانس متوجه آن
شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبیتر از افراد خوششانس
هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصتهای غیرمنتظره را
مختل میکند. در نتیجه، آنها فرصتهای غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از
حد بر سایر امور از دست میدهند.
برای مثال وقتی به مهمانی میروند چنان غرق یافتن جفت بینقصی هستند که
فرصتهای عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست میدهند. آنها به قصد
یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق میزنند و از دیدن سایر فرصتهای شغلی
باز میمانند. افراد خوششانس آدمهای راحتتر و بازتری هستند، در نتیجه
آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند
میبینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدمهای خوشاقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد میکنند.
اول آنها در ایجاد و یافتن فرصتهای مناسب مهارت دارند،
دوم به قوه شهود گوش میسپارند و براساس آن تصمیمهای مثبت میگیرند.
سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است.
چهارم نگرش انعطافپذیر آنها، بدبیاری را به خوشاقبالی بدل میکند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا میتوان از این اصول برای
خوششانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت
خود را صرف انجام تمرینهایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم
خوششانس در آنها طراحی شده بود. این تمرینها به آنها کمک کرد فرصتهای
مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها
رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت
انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدمهای شادتری شدهاند، از زندگی رضایت
بیشتری دارند و شاید مهمتر از هر چیز خوششانستر هستند. و بالاخره این
که من عامل شانس را کشف کردم.
چند نکته برای کسانی که میخواهند خوشاقبال شوند
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقهای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
همه آنچه میخواهید درباره جنجال شنود تلفنی بدانید

جنجال بر سر بحران شنود تلفنی توسط روزنامه نگاران به بسته شدن روزنامه نیوز آو د ورلد و طرح سوالات اساسی تر درباره قوانین مطبوعاتی، مالکیت رسانه ای، پلیس و رابطه میان سیاستمداران و روزنامه نگاران منجر شده است.
در زیر پاسخ رایج ترین سوال ها در این زمینه را می خوانید:
این جنجال چگونه آغاز شد؟
هفته نامه "نیوز آو در ولد" (The News of the World) برای تهیه خبر و گزارش، پیام های تلفنی افراد صاحب نام را به طور غیرقانونی شنود می کرده است.
این روزنامه در ماه آوریل به هک کردن پیامگیرهای تلفنی اعتراف کرد. این اعتراف پس از سال ها شایعه که این کار به طور گسترده و بارها تکرار شده است، و در پی فشار شدید کسانی که گمان می کردند قربانی این شنودها بوده اند، صورت گرفت.
کلایو گودمن، یکی از دبیران ستون امور دربار هفته نامه نیوز آو د ورلد در ژانویه سال ۲۰۰۷ به مدت ۴ ماه زندانی شد و گلن مولکیر، کارآگاه خصوصی، نیز پس از اعتراف به شنود پیام های تلفنی مشاوران دربار ۶ ماه به زندان افتاد.
انتشار هفته نامه نیوز آو د ورلد در روز ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۱ متوقف شد. آخرین شماره این روزنامه محتوی یک عذرخواهی بود و تیتر صفحه نخستش این بود: "ممنون از شما و خداحافظ."!
نیوز آو د ورلد چه هفته نامه ای بود؟
نیوز آو د ورلد پرفروش ترین هفته نامه عامه پسند روز یکشنبه در بریتانیا بود که به پوشش اخبار زندگی شخصیت های معروف شهرت داشت. میانگین فروش این هفته نامه ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه بود. علاقه این روزنامه به پوشش رسوایی های جنسی بر کسی پوشیده نبود.
نیوز آو در ورلد را گروه رسانه ای نیوز اینترنشنال منتشر می کرد که زیرمجموعه نیوزکورپوریشن بود. ریاست نیوزکورپوریشن را روپرت مرداک بر عهده داشت.
تلفن چه کسانی شنود شده است؟
پلیس لندن فهرستی از ۴۰۰۰ نفر را شناسایی کرده است که ممکن است تلفن هایشان شنود شده باشد.
در میان این افراد هنرپیشه ها، ستاره های ورزشی، سیاستمدارها و قربانیان جرم و جنایت دیده می شوند.
هیو گرانت، بازیگر، مکس کلیفورد، ناشر، استیو کوگان، کمدین، سینا میلر، هنرپیشه، لرد پرسکات، بوریس جانسون، شهردار لندن، اندی گری، کارشناس فوتبال و پل گاسکوئین از جمله این افراد هستند.
گفته می شود که پیام های تلفنی میلی داولر، نوجوان مقتول و والدین هولی ولز و جسیکا چپمن، دختران مقتول دبیرستان سوهام، نیز شنود شده اند. پیام های تلفنی بستگان سربازان کشته شده بریتانیایی و بستگان قربانیان حادثه تروریستی لندن در سال ۲۰۰۷ نیز احتمالا شنود شده است.
همچنین گفته می شود که یک مامور پلیس به روزنامه نیوز آو د ورلد پیشنهاد داده که دفترچه تلفن حاوی تلفن های اعضای خاندان سلطنتی و کارمندان آنها را به این روزنامه بفروشد.
دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا ادعاها درباره شنود تلفن میلی داولر را "حقیقتا وحشتناک" توصیف کرده است.
نیوز آو د ورلد چگونه تلفن ها را هک می کرد؟
گوشی های موبایل، سابقا با یک پین (Pin) پیش فرض چهاررقمی همراه بودند. مشتری ها می بایست این پین ها را تغییر می دادند، ولی کمتر کسی این کار را می کرد.
خبرنگاران مطبوعات عامه پسند و بازرس های خصوصی می توانستند به این شماره زنگ بزنند و اگر تلفن جواب نمی داد، پین پیش فرض را وارد می کردند و به پیام های تلفنی شخص دسترسی می یافتند.
چرا نیوز آو در ورلد تلفن ها را هک می کرد؟
برای تهیه گزارش های اختصاصی.
در میان مطبوعات سراسری در بریتانیا رقابت بسیار شدید است و گفته می شود که برخی گزارشگرها و خبرنگارها، تحت فشارهای شدید، مرزهای قانونی را زیر پا گذاشته اند.
از کجا معلوم شد که تلفن کسانی شنود شده است؟
زندانی شدن گودمن و مولکر از گزارشی در روزنامه نیوز آو د ورلد شروع شد که در نوامبر سال ۲۰۰۵ خبری درباره آسیب زانوی شاهزاده ویلیامز چاپ کرد.
کارآگاهان فایل هایی را در خانه مولکر بازیابی کردند که به فهرستی بلندبالا از شخصیت های معروف و چهره های شناخته شده اشاره داشت.
در سال ۲۰۰۹ روزنامه گاردین ادعا کرد که خبرنگاران نیوز آو د ورلد تلفن ۳۰۰۰ شخصیت معروف، سیاستمدار و ستاره ورزشی را هک کرده اند. پلیس نام چند قربانی مظنون را تایید کرد. چند شخصیت معروف دیگر که ادعا می کردند که تلفن هاشان هک شده، با رسانه ها گفت و گو کرده اند.
سینا میلر، هنرپیشه، پس از شنود تلفنش توسط نیوز آو در ورلد، دست به اقدام قانونی زد.
روز سه شنبه 19 ژوئیه جسد شان هور، خبرنگار سابق هفته نامه نیوز آو د ورلد که اتهامات مربوط به شنود غیر قانونی تلفنی را برای اولین بار مطرح کرد، در خانه اش در واتفورد پیدا شد.
او به روزنامه نیویورک تایمز گفته بود که میزان شنود بسیار بیشتر از حدی است که اعلام شده است.
سخنگوی پلیس لندن گفته است در حال حاضر مرگ او مشکوک قلمداد نمی شود.
چرا شنود تلفنی اهمیت دارد؟
چون غیرقانونی است. اگر مدیران نیوز آو د ورلد شنود تلفنی را مجاز دانسته باشند، در این صورت مجرم شناخته خواهند شد.
ولی این جنجال، سوالات گسترده تری را نیز درباره قوانین و اخلاق روزنامه نگاری، مالکیت رسانه ای، پلیس و رابطه میان سیاستمداران و خبرنگاران مطرح می کند.
قربانیان در این باره چه کرده و می کنند؟
تاکنون چندین پرونده در دادگاه ها مطرح شده است. سینا میلر ۱۰۰هزار پوند و اندی پری ۲۰ هزار پوند غرامت گرفته اند. مکس کلیفورد نیز طی پرونده ای خصوصی موفق شده ۷۰۰ هزار پوند خسارت بگیرد.
سایر قربانیان نیز یا در انتظار نتیجه تحقیقات پلیس هستند یا دست به اقدام قانونی زده اند.
لرد پرسکات، معاون نخست وزیر سابق گفته است که بر این باور است که هکرها تلفن او را شنود کرده اند.
تحقیقات پلیس چه بوده است؟
پلیس لندن به دلیل تحقیقات اولیه اش در سال ۲۰۰۶ درباره روزنامه نیوز آو د ورلد با انتقادهایی رو به رو شده است.
در سال ۲۰۰۹ پلیس لندن با وجود ادعاهای روزنامه گاردین به این نتیجه رسید که تحقیقات را از سر نگیرد. در ژوئیه سال ۲۰۱۱
جان ییتس، افسر ارشد پلیس لندن "تاسف شدید" خود را از این تصمیم اعلام کرد.
در ژانویه ۲۰۱۱ پلیس لندن بار دیگر تحقیقات را آغاز کرد. در همان روز، نیوز آو د ورلد ایان ادموندسون، دستیار سردبیر را وقتی که گفته شد ایمیل هایی در ارتباط با شنود تلفن در سیستم های روزنامه پیدا شده، اخراج کرد.
این افراد در جریان تحقیقات تازه پلیس بازداشت یا به قید وثیقه آزاد شده اند: ایان ادمونسون، نویل ترلبک، گزارشگر ارشد نیوز آو د ورلد، جیمز وترآپ، خبرنگار ارشد نیوز آو د ورلد، ترنیا تاراس، روزنامه نگار آزاد، لورا الستون، خبرنگار پرس اسوسییشن، مردی ۳۶ ساله که نامش اعلام نشده، اندی کلسون، ادیتور سابق نیوز آو د ورلد، کلایو گودمن، ادیتور سابق بخش دربار نیوز آو د ورلد، و ربکا بروکز، مدیر عامل سابق شرکت نیوز اینترنشنال.
در ماه ژوئیه افسران پلیس به اعضای کابینه گفتند که نیوز اینترنشنال سعی کرده است که تحقیقات اولیه درباره شنود تلفنی در نیوز آو د ورلد را "ناکام" بگذارد.
همچنین در ماه ژوئیه، سر پل استیونسون، رییس پلیس لندن پس از اینکه انتقاد ها به او شدت گرفت، استعفا داد. او نیل والیس، یکی از سردبیران سابق نیوز اینترنشنال، را به عنوان مشاور استخدام کرده بود.
وی گفت که ارتباطش با این خبرنگار، ممکن است مانعی بر سر تحقیقات پلیس ایجاد کند.
فردای همان روز جان ییتس، افسر ارشد پلیس لندن در پی افزایش فشارها بر سر شنود غیر قانونی تلفنی در بریتانیا از سمت خود کنارهگیری کرد.
آقای ییتس صلاحیت آقای والیس پیش از استخدام در پلیس لندن را بررسی کرده بود.
شنود تلفنی چه ربطی به پرداخت پول به پلیس دارد؟
منتقدان و قربانیان ماجرای شنود تلفنی، پلیس را متهم می کنند که برای تحقیق اراده کافی ندارد چرا که افسران پلیس بیش از اندازه به این رسانه ها نزدیک بوده اند.
اوایل ژوئیه، نیوز اینترنشنال ایمیل هایی را تحویل داد که گفته می شد مدارکی مبنی بر پرداخت پول به پلیس در ازای اطلاعات بوده است. گفته می شود که آقای کلسون این پرداخت ها را مجاز شمرده است.
سر پل استیونسون گفته که اگر این اتهام که تعدادی از ماموران پلیس به طور غیرقانونی پول دریافت کرده اند، درست باشد، با دادگاه جنایی روبه رو خواهند شد. ربکا بروکس، سردبیر سابق نیوز آو د ورلد، نیز از سمت مدیرعاملی شرکت 'نیوزاینترنشنال' استعفا داده است.
دولت بریتانیا در این باره چه کرده است؟
دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا وعده داده است که درباره دو موضوع تحقیقات انجام شود: شنود تلفنی و اخلاقیات در روزنامه نگاری.
روز سه شنبه،۱۹ ژوئیه، روپرت مرداک، جیمز مرداک و ربکا بروکس در برابر اعضای پارلمان بریتانیا حاضر شدند و به سوالات آنها پاسخ دادند.
دولت بریتانیا و دولت پیشین که در اختیار حزب کارگر بود، متهم اند که واکنش آنها در این باره کند بوده است.
پس از ادعاهای گاردین در سال ۲۰۰۹، هیئت تحقیق با مدیران نیوز اینترنشنال، از جمله آقای کلسون، گفت و گو کردند.
در گزارشی که در فوریه ۲۰۱۰ منتشر شد، اعضای هیئت تحقیق، نیوز آو د ورلد را به "غفلت جمعی" متهم کردند؛ ولی اعضای پارلمان هیچ مدرکی دال بر اینکه مدیران این نشریه از شنود غیرقانونی باخبر بوده اند نیافته اند.
واکنش نیوز اینترنشنال به این جنجال ها چه بوده است؟
ربکا بروکس که در زمان شنود غیرقانونی تلفن میلی داولر ادیتور نیوز آو د ورلد بود، از سمت مدیر عاملی نیوز اینترنشنال کناره گیری کرد.
لس هینتون، یکی از مدیران ارشد روپرت مرداک در نیوزکورپوریشن نیز استعفا داده است.
او در سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ رئیس نیوز اینترنشنال بوده است؛ در همان دوره ای که نیوز آو د ورلد در حال شنود غیرقانونی تلفن بوده است.
روپرت مرداک، غول رسانهای جهان، در یک آگهی یک صفحهای که در شمارههای روز شنبه، ۱۶ ژوئیه (۲۵ تیر) روزنامههای بریتانیا منتشر شد، به دلیل "اشتباهات جدی" عذرخواهی کرد.
نیوز اینترنشنال از تحقیقات استقبال کرده است و گفت که با پلیس همکاری می کند.
سرنوشت اندی کلسون به کجا رسیده است؟
اندی کلسون، مسئول مستعفی امور ارتباطات و رسانه های دیوید کامرون و سردبیر سابق هفته نامه نیوز آو د ورلد بود.
آقای کلسون در زمانی که گودمن و مولکر محکوم شدند، سردبیری این نشریه را بر عهده داشت.
آقای کلسون روز جمعه ۱۷ تیر( ۸ ژوئیه) در ارتباط با ماجرای شنود غیرقانونی تلفنی در بریتانیا و اتهام ارتشا برای ساعاتی بازداشت و سپس با قید وثیقه شد.
بی اسکای بی چه خواهد شد؟
شرکت رسانه ای روپرت مرداک اعلام کرده است که از پیشنهاد خرید کل سهام تلویزیون ماهواره ای "بی اسکای بی" (بریتیش اسکای برودکاستینگ) صرف نظر کرده است.
مسئولان شرکت "نیوز کورپریشن" که صاحب ۳۹ درصد شرکت تلویزیون ماهواره ای بی اسکای بی است، می گویند که پیشبرد این معامله در فضای موجود کاری بسیار دشوار است.
این خبر در شرایطی از سوی مسئولان این شرکت بزرگ رسانه ای اعلام شد که مجلس عوام پارلمان بریتانیا خود را برای رای گیری جهت درخواست از روپرت مرداک درباره انصراف از خرید شرکت "بی اسکای بی" آماده می کرد.
پس از آنکه رسوایی شنود پیام های تلفنی توسط خبرنگاران یکی از روزنامه های وابسته به شرکت آقای مرداک بار دیگر در بریتانیا در مرکز توجه عمومی قرار گرفت، ماجرای خرید کل سهام شرکت بریتانیایی "بی اسکای بی" توسط روپرت مرداک به بحثی حساسیت برانگیز در مجامع سیاسی بریتانیا تبدیل شد.
اد میلیبند، رهبر حزب کارگر این خبر را "یک پیروزی برای مردم بریتانیا" دانست که به گفته او از شنیدن خبرهای شنود پیام های تلفنی و "بی مسئولیتی" مسئولان روزنامه نیوز اینترنشنال "منزجر" شده بودند.
رابرت پستون، خبرنگار اقتصادی بی بی سی در مورد تصمیم جدید این غول رسانه ای جهان می گوید: "این بزرگترین طرح سرمایه گذاری برای شرکت نیوز کورپریشن بود. در واقع طرح خرید بی اسکای بی بزرگترین سرمایه گذاری بود که تا کنون نیوز کورپریشن قصد انجام آن را داشت".
خبرنگار اقتصادی بی بی سی افزود که اکنون باید منتظر بود تا ابعاد خساراتی که این مساله به شرکت نیوز کورپریشن وارد خواهد کرد مشخص شود.
خروج خارجیها از افغانستان؛ داستانی که تکرار میشود؟

در پانزدهم فوریه ۱۹۸۹ ژنرال گروموف که فرماندهی نیروهای شوروی سابق را در افغانستان بعهده داشت، آخرین رزمنده ارتش سرخ بود که بعد از ۱۰ سال حضور این نیروها در افغانستان پا از خاک این کشور بیرون کشید.
در کتابهای زیادی نقل شده است که او هنگامی که خاک افغانستان را ترک می کرد، لحظه ای روی پل دوستی بر فراز رودخانه آمو ایستاد و رو به افغانستان کرد، زیر لب چیزهایی گفت که هیچگاه شخص دیگری نفهمید و ثبت تاریخ هم نشد.
گروموف چه می تواند گفته باشد؟ شاید برای آمرزش سربازانش که در افغانستان کشته شده بودند، دعا کرده و یا شاید از اینکه بالاخره جان خود و عده ای از سربازانش را از این "باتلاق" قرن سالم بیرون کشیده، اظهار شکر کرده است. بگذریم.
در سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۱ نخستین کاروان نیروهای آمریکایی افغانستان را ترک کردند به این ترتیب خروج آمریکا از افغانستان نیز در روز چهارشنبه سیزدهم ۲۰۱۱ کلید خورد.
بین خروج کامل ارتش سرخ و حالا آغاز خروج آمریکا از افغانستان، ۲۲ سال فاصله است. ۲۲ سال در عمر یک ملت چیز زیادی نیست. یک چشم بهم زدن است، انگار همین دیروز بود. هر افغانی که حداقل ۳۰ سال داشته باشد، حالا شاهد خروج یک ابر قدرت دیگر از افغانستان است.
ارتش سرخ بعد از ۱۰ سال حضور در افغانستان، بطور کامل از این کشور خارج شدند؛ نیروهای آمریکایی بعد از ۱۰ سال خروج را آغاز کردهاند.
بقیه داستان هم تکرار خواهد شد؟
حالا سوال اساسی ماجرای بعد از خروج و قصه دولتی است که میراثدار حضور نظامی غرب در افغانستان خواهد شد. آیا بقیه سناریو نیز تکراری خواهد بود؟ یعنی دولت کنونی به سرنوشت دولت کابل بعد از خروج شوروی گرفتار خواهد شد؟
افغانها به یاد دارند که در افغانستان آن روز و ایضا در سطح بین المللی، خروج شوروی از افغانستان شکست این نیروها تلقی شد، هرچند دولت کابل در آن زمان هرگز آن را شکست تلقی نکرد و مانند دولت کنونی مدعی شد که حالا دولت قادر است از خود، "انقلاب" و " خلق" دفاع کند و بنابر این نیازی به حضور بیشتر شوروی نیست.
دولت برای خروج نیروهای شوروی مراسم رسمی گرفت، شاگردان مدارس مزار را به شهرک بندری حیرتان بردند تا برای سربازان شوروی سرود بخوانند، بر تانکهای آنان گل بپاشند و از حمایت ۱۰ سالهشان از انقلاب و انقلابیون افغانستان تشکر کنند.
اما حس عمومی چیز دیگری بود، هرکسی در نهان چارهای می اندیشید و به فکر ساحل امنی بود تا از طوفانی که در راه است جان سالم بدر برد.
پس از خروج روسها، دولت کابل بیشتر بر مذاکره و مصالحه پای فشرد، نام حزب دموکراتیک خلق، به حزب وطن تغییر کرد، پست نخست وزیری به یک فرد غیر حزبی سپرده شد، هیات های مذاکره به سوی گروههای مجاهدین گسیل شد، با فرماندهان رده دوم و سوم تماس گرفته شد و به آنها پول داده شد و وعده مقام. اما هر قدر دولت بر مصالحه پای فشرد، مجاهدین صلح طلبی دولت را نشانه ضعف تلقی کرده بیشتر به فتح کابل اندیشیدند و به سقوط قهرآمیز نظام.
شوروی ها برای دولت کابل، هزاران نفر کارمند متخصص که معتقد به نظام بودند، به جا گذاشته بود، ارتش تا به دندان مسلح به میراث گذاشته بود که دهها بمب افکن نوع میگ ۲۷ و سوهو (سوخو)، داشت. تانکهای مدرن و نفربرهای نظامی تیزرو با نزدیک به ۲۰۰ هزار سرباز.
اما رهبران مجاهدین که ذهن عوام و مردم روستایی را در اختیار داشتند پاسخ همه اینها را به یک استدلال ساده دو جمله ای میدادند، میگفتند شوروی که آنقدر قدرتمند بود، بالاخره از ما شکست خورد دولت کابل چه باشد.
'خدا عاقبت را بخیر کند'
۲۲ سال بعد صحنه ها در بعضی از موارد آنقدر شبیه هم هستند که انگار نه افغانستان یک پدیده واقعی است و نه اتفاقهایی که در این کشور افتاده است؛ انگار داری فیلم تخیلی را برای بار دوم میبینی، مردم عادی اکثرا خود را به پایان بازی عالم و آگاه میدانند، و با جملات چند پهلو و معنیدار "خدا عاقبت را به خیر کند". نگرانی شان را از تکرار پایان مشابه، اظهار میکنند.
اما سیاستمداران و تحلیلگران علی رغم همه تشابهات هنوز اگر مگرهایی را مطرح می کنند. این جماعت به تفاوت هایی امیدوارند که اگر درست درک شوند، پایان دولت کنونی را از فرجام دولت دکتر نجیب الله متفاوت خواهد کرد.
حمایت آمریکا و غرب
تحلیلگران و سیاستمداران معتقدند که دولت دکتر نجیب الله را حمایت های بی دریغ و تبلیغات گسترده غرب و پول بی حساب شیوخ عرب از پای انداخت اما این بار حمایت غرب با دولت افغانستان است. از سوی دیگر روند خروج نیروهای آمریکایی و ناتو قرار است یک روند طولانی مدت باشد، روندی که از نیمه ۲۰۱۱ شروع شده و قرار است تا ۲۰۱۴ کامل شود و در این مدت دولت افغانستان زمان کافی دارد تا ضعفهایش را جبران کند.
مساله دوم امید سیاستمداران و تحلیلگران افغان به امضای سند همکاریهای استراتژیک و بلند مدتی است که قرار است بین آمریکا و افغانستان امضا شود، سندی که به گفته بعضی از مقامهای دو کشور ایجاد چند پایگاه دائمی آمریکا در خاک افغانستان از محورهای مهم آن است.
امید به تعهد بلند مدت آمریکا
اما با همه اینها شکی نیست که میزان موفقیت یا عدم موفقیت دولت افغانستان به همین سه سالی باقی ماندهای گره خورده که تا خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان باقی مانده است. اگر مذاکره و مصالحه با طالبان قبل از خروج کامل نیروهای خارجی به "قطع جنگ" منجر شود می توان امیدوار بود که افغانستان راهی را که 10 سال پیش با یورش نیروهای ائتلاف بین المللی ضد تروریسم در پیش گرفت، می تواند آرام آرام ادامه دهد.
اما اگر برنامه خروج که حالا آغاز شده است، طالبان را به پیروزی از راه جنگ امیدوارتر کند و جنگ ادامه یابد، احتمال اینکه داستان پس از خروج شوروی ها در افغانستان تکرار شود، خیلی بعید نیست.
بسیاری از افغانها از این میترسند که آمریکا و غرب در نهایت به این قانع شوند که طالبان به آنها و آنها به طالبان کاری نداشته باشند، طالبان از القاعده فاصله بگیرند به کشورهای غربی و آمریکا حمله نکنند اما اینکه در افغانستان چه می کنند ربطی به آنها ندارد.
چه کسی فکر میکرد آمریکا و غرب که این همه از مجاهدین حمایت کرده بود، آنها و در کل افغانستان پس از خروج نیروهای شوروی و سقوط دولت نجیب الله را فراموش کند.
حالا سوال اصلی این است که آیا با توجه به بحران اقتصادی و مالی که دامن گیر آمریکا و غرب شده است اگر از بابت موی دماغ نشدن طالبان برای آمریکا و غرب مطمئن شوند، فراموش کردن افغانستان برای سیاستمداران آمریکا و غرب کار دشواری است؟
شما ممکن است یک طالبان باشید اگر …

"YOU MAY BE A TALIBAN IF..."
1. You refine heroin for a living, but you have a moral objection to liquor.
2. You own a $3,000 machine gun and $5,000 rocket launcher, but you can't
afford shoes.
3. You have more wives than teeth.
4. You think vests come in two styles: bullet-proof and suicide.
5. You can't think of anyone you haven't declared Jihad against.
6. You consider television dangerous, but routinely carry explosives in your
clothing.
7. You were amazed to discover that cell phones have uses other than setting
off roadside bombs.
8. You have nothing against women and think every man should own at least two.
9. You've always had a crush on your neighbor's goat.
شما ممکن است یک طالبان باشید اگر …
۱- برای امرار معاش هروئین درست می کنید اما با مشروب الکلی مشکل اخلاقی دارید.
۲- مسلسل ۳۰۰۰ دلاری و راکت انداز ۵۰۰۰ دلاری دارید اما توان خرید یک جفت کفش برای خود ندارید.
۳- بیشتراز دندانهایتان همسراختیار کرده اید.
۴- فقط دو نوع کت می شناسید: ضد گلوله و انتحاری.
۵- کسی را نمی شناسید که علیه ایشان حکم جهاد نداده باشید.
۶- تلویزیون را خطرناک می دانید اما به طور عادی زیر لباسهایتان مواد منفجره حمل می کنید
۷- وقتی دریافتید که تلفن همراه استفاده های دیگری غیر از منفجر کردن بمبهای کنار جاده دارد دچار شگفتی شدید
۸- مشکلی با زنها ندارید و فکر می کنید هر مرد باید حداقل دو تای از آنها را داشته باشد
۹- همواره به بز همسایه تان نظر داشته اید
کلینیک انبیاء!!! (طنز)
کلینیک انبیاء، با هزاران سال تجربه ارزنده، دارای گواهینامه بکن بائر از آلمان، ارایه دهنده خدمات درمانی به مشاهیر عالم نبوت:
خدمات پزشکی قانونی – حضرت هابیل
آب درمانی – حضرت نوح
سوانح و سوختگی – حضرت ابراهیم
توانبخشی – حضرت سلیمان
عمل تغییر جنسیت – حضرت لوط
مشاوره اختلال دپرشن – حضرت یعقوت
جراحی زیبایی و کاشت مو – حضرت یوسف
گفتار درمانی – حضرت موسی
درمان ناباروری و کاشت جنین – حضرت مریم
دوره کارآموزی چشم پزشکی – حضرت عیسی
مشاوره پزشکی آکوا فوبیا – حضرت یونس
مراقبت های ویژه از سالمندان – حضرت خضر




